
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم،که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم این دیوانگیست ... که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم،که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است این دیوانگیست ... که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم ،که هیچ عشقی...
ادامه مطلب
روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است. در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به ح...
ادامه مطلب
انسان سه راه دارد : راه اول از اندیشه میگذرد، این والاترین راه است. راه دوم از تقلید میگذرد، این آسانترین راه است. و راه سوم از تجربه میگذرد، این تلخترین راه است. "کنفوسیوس"...
ادامه مطلب
هر دو دوست فکر میکنند طرف مقابلشون گرفتاره تماس نمیگیرن چون فکر میکنن نباید مزاحم بشن وقتی زمان گذشت هردو فکر میکنند بذار طرف مقابل تماس بگیره بعدش هرکدوم فکر میکنند که چرا من اول تماس بگیرم؟ اینجاست آغاز تبدیل عشقشون به نفرت نهایتا بدون هیچ تماسی از یاد هم غافل میشن وهمدیگر و فراموش میکنن پس تماستون رو با هم حفظ کنید و این داستان رو برای همه بفرستید نمی خوام شما یکی از این دو نفر باشید پس حالا این پیام رو برات میفرستم که بگم سلام من خوبم لطفا با من در تماس باش...
ادامه مطلب
مرداب به رود گفت:چه کردی که زلالی....؟ جواب داد:گذشتم...
ادامه مطلب
همراهان عزیز و عزیزان همراه افتخار دارم که فعالیت خود را در قالب وبلاگی با نام شهر زیبا آغاز نمایم. امید است با رهنمودهای ارشادیتان من را مدیون الطاف بیکرانتان قرار دهید. ارادتمند: مهندس مرتضی اسماعیل زاده...
ادامه مطلب